دعای عرفه تنها یک نیایش لفظی نیست، بلکه منظومهای است از معارف عمیق که آدمی را به بازخوانی جایگاه خویش در هستی فرامیخواند. حجتالاسلام والمسلمین مسعود یوسفی، مدرس و محقق حوزه دین در این گفتوگو با واکاوی مؤلفههای هستیشناختی این دعا، دعای عرفه را نه صرفاً مجرایی برای درخواست، که مسیری برای «خودشناسی» و «خداشناسی» معرفی میکند. وی با نگاهی تطبیقی به مبانی انسانشناختی و نقد رویکردهای اومانیستی، خوانشی متفاوت از مقام «اضطرار» و «فقر وجودی» ارائه میدهد که میتواند راهگشای سالکان در مسیر تقرب به حضرت حق باشد. در ادامه مشروح این گفتوگو را میخوانید.
جایگاه دعا در منظومه فکری اولیای الهی
امر «دعا» در منظومه ذهنی اباعبدالله الحسین(ع) و سایر اولیای الهی، دقیقاً منطبق بر آن حقیقتی است که در قرآن کریم تبیین شده است؛ آنجا که خدای متعال در سوره فرقان، آیه ۷۷ میفرماید: «قُلْ مَا یَعْبَأُ بِکُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُکُمْ؛ بگو اگر دعای شما نباشد، پروردگارم هیچ اعتنایی به شما نمیکند». اساساً اگر عنصر «دعا»، «خواندنی» و «التجا» از سوی بنده نباشد، توجه حضرت حق به انسان محقق نمیشود. به بیان دیگر، دعا یکی از اسباب اصلی و کلیدی در جلب توجه الهی به بندگان است.
نقش «اضطرار» در کیفیت و استجابت دعا
یکی از نکات مهم و حائز اهمیت این است که باید بررسی کرد انسان در چه زمانی به حقیقت دعا دست مییابد. پاسخ در یک کلمه نهفته است: «اضطرار». زمانی که انسان درک درستی از اضطرار و نیاز مبرم خود پیدا میکند، دعا به معنای واقعی صورت میگیرد. قرآن کریم در سوره عنکبوت، آیه ۶۵ در اشاره به این حالت میفرماید: «دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ»؛ یعنی زمانی که انسانها در تلاطم دریا قرار میگیرند، با اخلاص تمام به دعا و تضرع رو میآورند. بنابراین، شرایط پیرامونی و میزان درک اضطرار، در کیفیت و جریان دعا تأثیر بسزایی دارد.
تحلیل مقام اضطرار در دعای عرفه
ائمه اطهار ما دارای بنیاد فکری و اندیشهای توحیدیاند. در منظومه فکری اباعبدالله(ع) موارد زیادی مطرح است، اما توجه به «مقام اضطرار» اهمیت ویژهای دارد؛ حقیقتی که در جایجای دعای عرفه مشهود است. برای نمونه، در عبارتی از این دعا میخوانیم: «الهی مَن کانَت مَحاسِنُهُ مَساوِیَ، فَکَیفَ لا تَکونُ مَساوِیَهُ مَساوِیَ»؛ خدایا، کسی که حتی خوبیهایش(به دلیل آمیختگی با نفس و ریا) بد است، پس چگونه بدیهایش بد نباشد؟ تا زمانی که انسان به این سطح از اضطرار نرسد که بداند حتی کارهای نیکش نیز ممکن است آمیخته به هزاران شبهه، ریا، منیت و دیگر آفات باطنی باشد، به دعا رو نمیآورد.
تأثیر عوامل بیرونی بر روحیه دعا
شرط نخست قرارگیری در مقام دعا و گفتوگو با خدای متعال، درک عمیق این حقیقت است که ما در این عالم و در معنای کلیاش در جهان هستی، در شرایطی رو به روال و مساعد یا حتی طبیعی به سر نمیبریم. در کنار این نگاه کلان، عوامل جزئی و بیرونی نیز نقش مهمی در تقویت روحیه دعا دارند. بحرانهایی مانند جنگها، شرایط ویژه اجتماعی و بیماریها، همگی عواملی هستند که انسان را به سمت «دعامند شدن» و تضرع بیشتر سوق میدهند.
نقد انسانمحوری و بازگشت به مرکزیت حق
در برخی نگاههای فلسفه غرب که صرفاً نوعی نگاه individual به انسان دارند، یعنی رویکردی مبتنی بر تفردگرایی، چنین تلقی میشود که انسان مرکز عالم است و همهچیز باید به او ختم شود. اما در نگاهی که در دعای عرفه مطرح شده است، اینگونه نیست؛ بلکه انسان مرکز عالم نیست، مرکز عالم خدای متعال است. در حقیقت، وجود انسان نسبت به آن حقیقت محوری عالم، یعنی خدای متعال، وجودی فقیر و وابسته است. تا زمانی که انسان جایگاه حقیقی خویش را در نسبت با خدای متعال درک نکند، دعا به معنای واقعی در او شکل نمیگیرد.
مسیر خودشناسی و آغاز توجه به نقصها
مسیر خودشناسی همین است که وقتی متوجه نقصهای خود میشویم، به این حقیقت برسیم که «الهی من کانت حقائقه دعاوی فکیف لاتکون دعاویه دعاوی». یعنی خود کسی که در دعای عرفه، حقیقت شخصیتش صرفاً چیزی در حد ادعاست و جز یک مدل ادعا و اظهار چیزی ندارد، چگونه ممکن است ادعاهایش نیز ادعا نباشد؟ به نظر من، انسان باید به این خودشناسی رسیده باشد تا بتواند خدا را در دعا بخواند.
شناخت فقر و بیچیزی انسان
اینکه انسان بداند هیچچیز جز ادعا ندارد، هیچچیز جز منیت ندارد و این فقرِ خود را متوجه شود، مقدمهای است برای آنکه بعد بگوید: «الهی ماذا وجد من فقدک؟»؛ کسی که تو را دارد، چه چیزی ندارد؟ و «ماذا فقد من وجدک؟»؛ آنکه تو را ندارد، در این عالم چه چیزی دارد؟ پس مسیر خودشناسی از درک ضعفها و نقاط ضعف آغاز میشود.
دعای عرفه؛ دعای معرفت، نه صرف درخواست
دعای عرفه را نباید تنها دعای درخواست دانست. این دعا، پیش از آنکه مجموعهای از مطالبات باشد، «دعای معرفت» است. در این ساحت، انسان در برابر خدای متعال میایستد و خود را در نسبت با او تعریف میکند. این ایستادن در برابر خدا، به انسان نگاه خاصی میبخشد؛ نگاهی که در آن، انسان نه مرکز عالم است و نه مستقل از حقیقت، بلکه موجودی است که در همه شئون خود نیازمند و وابسته به حضرت حق است؛ دیگر دعا صرفاً طلبِ چیزی از خدا نیست، بلکه حضوری آگاهانه در پیشگاه او است. این حضور، فهم انسان را از خویشتن عمیقتر میکند و او را به درکی مستمر از فقر وجودی خویش میرساند.
نگاه توحیدی و درک دائمی فقر
یکی از ویژگیهای برجسته دعای عرفه این است که انسان را به دیدن دائمی فقر خویش عادت میکند. در این نگاه، فقر یک وضعیت مقطعی نیست که فقط در بحرانها ظاهر شود، بلکه حقیقتی دائمی است که با وجود انسان گره خورده است. انسان در هر لحظه، در همه ابعاد هستی خود، محتاج فیض الهی است. چنین نگاهی، رابطه انسان با خدا را از سطح اضطرارهای گذرا فراتر میبرد و آن را به یک نسبت مستمر و آگاهانه تبدیل میکند. انسان در این افق، همواره خود را در برابر خدای متعال میبیند و این مشاهده، منشأ خشوع، تواضع و توجه دائمی میشود.
وصول به دعا و مناجات
در نهایت، انسان باید به جایی برسد که دست بلند کند و زبانش باز شود؛ برای اینکه خدا را بفهمد، خدا را بشناسد و با خدا مناجات کند. این همان نقطهای است که خودشناسی به خداشناسی پیوند میخورد و انسان از مرحله توجه به نقصهای خود، به مقام دعا و تضرع میرسد.
حقیقت ما در برابر خداوند
در مجموع دعای عرفه به ما میآموزد مسیر دعا از خودشناسی آغاز میشود و به خداشناسی میانجامد. انسان با درک اضطرار و فقر وجودی خویش، به مقام دعا راه مییابد و درمییابد که دعا صرفاً درخواست نیست، بلکه معرفت است. این دعا، انسان را از غفلت نسبت به حقیقت خویش بیرون میآورد و او را در جایگاه واقعیاش، یعنی در مقام فقر در برابر غنای مطلق الهی قرار میدهد. از این منظر، دعای عرفه مدرسهای است برای شناخت خود، شناخت خدا و بازتعریف نسبت میان این دو؛ مدرسهای که در آن، انسان میآموزد چگونه در همه احوال، خود را محتاج و وابسته به حضرت حق ببیند و از همین رهگذر، به حقیقت دعا دست یابد.






نظر شما